هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

88. تِ تو رو میخوام :)

این روزها در آن نقطه ای از ارتباط با خودم سکونت دارم 

که تمام عمر، آرزوی یک لحظه اش را داشتم.

همین که باور کردم در من خیلی چیزها تغییر خواهد کرد اگر بخواهم

باورم به بار نشست

غزل جدید را دوست دارم


 

ادامه مطلب ...

۸۷. تلو تلو

به همسر که له و خسته رو کاناپه دراز کشیده بود گفتم ما حاضریم پاشو بریم. گفت:" خودتون برید" در واقع بعد از ۵ جلسه حاضر شد در زمانی که خونه حضور داره من خودم با ماشین برم. یعنی شنای ماهک چالشی شده برای من و باباش که وسواسهامونو بزاریم کنار. اگرچه من اون حس راحتی که با برند قبلی داروها داشتم الان با وجود اضافه شدن دوز داروها ندارم خصوصا که برادرم میگف فقط آسنترا خوبه، سرترالین های ایرانی هیچ اثری ندارن. یعنی حس نمیکنم وسواسمو کنترل خاصی بکنه.

 
ادامه مطلب ...

۸۶. گذشت روزای بدم و بهترش اومد

به خاطر یک چیز ایستادگی کنید، 

در غیر اینصورت به خاطر هیچ سقوط میکنید

ریچارد استالمن


  ادامه مطلب ...

85: از نظر میزان تباهی

همه ما میدونیم که تو روابط زن و شوهری یک مسائلی هست که به نظر میرسه حل شدنی نیست. نگید نه که باور نمی کنم. من توی بهترین روابط زن و شوهری هم این مسایل حل نشدنی رو دیدم و یک بار از یک روانشناسی شنیدم که "اون زوج هایی که سعی می کنند همه مسائل شون رو با هم حل کنند تا  اختلاف نظری نداشته باشن، ته کار به طلاق می رسه. بزارید بعضی چیزها حل نشده بمونند.".  البته غرض بنده از بیان این مطلب ربطی به اختلافات اساسی و چیزهایی که بنا و بنیاد یک زندگی مشترک رو می سازند نیست. حل مسائل اساسی از نون شب هم واجب تره ولی اینجا و اکنون من به شدت رنجیده و تلخم. خسته ام از بعضی بحث های فرسایش تمام نشدنی.

  ادامه مطلب ...

دو تا بال درآوردم از خوشی از این سر تا اون سر شونه ام

تجربه اندوه نه تنها تحملِ سنگینی شرایط است، بلکه به خاطر توجه به عمق وجودمان نیز می باشد. ما فقط برای چیزی که ارزشمند است غمگین می شویم. بی شک یکی از عمیق ترین دردهای اندوه، حس ناتوانی است که به ما یادآور می شود کنترل ما بر زندگی جقدر اندک است

مرداب روح

 

ادامه مطلب ...