هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

120. به نام نامی انسان

کجاست آن که سرود 

"هوای زندگی دارد، خیابان در خیابانت"!!!

 

ادامه مطلب ...

119. تهوع

درد، غم، خشم، نفرت، کینه، انزجار، تهوع، ....


  ادامه مطلب ...

... و شبی تاریک تر از تاریکی

انگار که اینجا هیشکی زنده نیست

گریه فراوون، وقت خنده نیست


 

ادامه مطلب ...

117: دیگه حسرتی نمونده ...

ز همه خلق رمیدم ز همه باز رهیدم
نه نهانم نه پدیدم چه کنم کون و مکان را
ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم
چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و کمان را

 

ادامه مطلب ...

۱۱۶. و دوباره.... زندگی

همین که هوایی رو نفس کشیدم که آرزوشو داشتم، و از راه رسیدم و پریدم تو بغل مامان بابا قلبم آروم گرفت.

اما هنوز بار دلتنگی رو روی تن و روانم حس میکنم و از اونجایی که مریض بودم و نتونستم لاقل جمعه بیام که بیشتر بمونم چون از اون طرف جشن شروع سال تحصیلی هست و ماه اصرار داره بره نمیتونیم اونقدری که میخواستم بمونیم و از همین الان غم کم بودن این سفر رو دارم.

ولی مجبورم ندید بگیرمش که بتونم لذت ببرم.

ماه بی قراره که با خاله اش بره تا بلفی رو ببینه و بازی کنه. منم با پتوی سبزِ نرمِ خوشبو و خوشگلم ولو شدم که یک دل سیر بخوابم.

میگن هیچ جا مثل خونه خود آدم نیست. ولی هیچ جا هم مثل خونه پدر مادر نیست‌. عاشقشونم و همچنان دلتنگ