هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

قورباغه های زندگی‌ام ...

دارم تغییرات مهمی در نحوه زندگی کردنم ایجاد می کنم. از همیشه مصمم‌تر و با اراده‌تر. این بار با همه دفعات فرق دارد. این بار مسئولیتم بسیار سنگین‌تر شده است. این بار باید تا ابد همه چیز در درونم نهادینه شود. این تغییرات اینقدر برایم مهم هستند که شاید فاصله نوشتن هایم طولانی شود. دارم قورباغه های زندگی‌ام را قورت می‌دهم ...


می‌دانم برای تمرین های معجزه بدقول شدم. خیلی دوست داشتم که تمامشان کنم. اما بر اساس آموزه هایی که به کمک‌شان دارم در خودم تغییراتی ایجاد می‌کنم؛ نوشتن تمرینهای معجزه جزء اولویت‌های زندگی من نمی‌شود. صد البته انجامشان برایم بسیار مهم است. از طرفی فکر می‌کنم همین 11 تمرین منتشر شده، انگیزه و دلیل خوبی برایتان ایجاد کرده باشد که کتاب را تهیه کنید. شاید این تصمیم به تغییر مصممانه در زندگی من و این جابجایی اولویتها بین زمان انتشار تمرین‌ها به دلیل حق تألیف کتاب و نویسنده است. چند روزی است مدام فکر می‌کنم نباید بقیه تمرین‌ها را منتشر کنم مبادا که مدیون خانم سیما فرجی (مترجم کتاب) شوم.
ممنونم که تا اینجای تمرین‌ها همراهی کردید. کتاب را حتما تهیه کنید و تمرینها را درست 26 روز پشت سر هم انجام دهید تا در درونتان نهادینه شود.

+شاید در اینستا زودتر بنویسم. البته هنوز مشخص نیست تا زمانی که مطمئن شوم دارم در ایجاد تغییرات و قورت دادن قورباغه ها، بی وقفه و پرتلاش پیش می‌روم. قبلا آدرس اینستا را در پستی مربوط به سپاس گزاری گذاشته بودم.

روز و روزگارتان خوش
و تا نوشتنی دیگر بدرود

روز یازدهم: آرزوهای خودتان را به واقعیت تبدیل کنید (تکمیل شد)

"تصور به راستی فرشی معجزه آسا است."

نورمن وینسنت

نویسنده



اگر تمرین های شگفت انگیز را مرتب دنبال می کنی؛ با انجام دادن تمرین ها شالوده ای شگفت انگیز در زندگی تان بنا کرده اید. اما امرزو به راستی روزی است هیجان انگیز است زیرا قصد دارید به کارگیری نیروی معجزه آسای سپاس گزاری را درباره ی آرزوها و خواسته های ارزشمندتان شروع کنید! 

ادامه مطلب ...

حاضرید؟

تمرینها را  انجام می‌دهید؟

برای تمرین یازدهم آماده هستید؟ 

تمرین یازدهم یک تمرین هیجان انگیز است برای رسیدن به آرزوها.

آماده باشید تا عصر 


+ تمرین‌های شگفت انگیز سپاس‌گزاری تا روز دهم  را در  دسته معجزه سپاس‌گزاری بخوانید.

شهدای آتش نشان

امروز با تک تک خانواده هایشان درد کشیدم و باریدم؛ پای تلویزیون. چقدر دردناک و عظیم است این مصیبت.  اشکهایم تمام نمی‌شوند. نمی‌توانم کانال را عوض کنم. دوست داشتم در مراسم تشیعشان حاضر باشم. خدایا دل من آرام نمی‌گیرد؛ دل خانواده هایشان در چه حال است؟!


امروز اولین روز ماه جمادی الاول است. زمانی که ماه قمری از روز دوشنبه شروع می‌شود؛ ختم سوره واقعه مجرب است. برای اطلاع از نحوه این ختم، پست آبگینه عزیز را بخوانید


قدردانی‌های زنانه؛ عکس العمل‌های مردانه 1

از در آمد تو؛ با یک نایلون پر از انبه. مشغول کاری بودم که حسابی ذهنم را درگیر کرده بود؛ فکر کنم یک غذای سخت می‌پختم. بعد از باز کردن در، برخلاف همیشه عکس العملی نشان نداده بودم و با عجله خودم را پای گاز رسانده بودم. نیم ساعت بعد که کارم تقریبا تمام شده بود؛ همین که برگشتم و  نایلون انبه را روی اپن دیدم؛ گفتم: "وااااای ما انبه داریـــــم. دستت درد نکند". بین خودمان باشد؛ خیلی وقت بود که سفارشم در صف انتظار مانده بود. آن وقت بود که صدای همسرک درآمد که مگر موقع وارد شدنم، ندیدی؟ و من توضیح دادم که آنقدر ذهنم درگیر بوده که دقت نکردم. با لبخندی گفت: دیدم عکس العملی نشان ندادی!!!


حقیقت این است که من هر موقع همسرک جان با دست پُر به خانه بیاید؛ سریع خریدها را از دستش میگیرم و با ذوق و شوق بابت آن خریدها تشکر می کنم. اوایل نمی‌دانستم چقدر این رفتار من برای او ارزشمند است اما خوب می‌دانستم که دوست دارم و می‌خواهم متفاوت باشم، و با تمام وجودم به خاطر زحمتهایی که برای زندگی‌مان می کشد از او سپاس گزار باشم.  تا اینکه روزی بین حرف‌هایمان در مورد روابط زناشویی گفت: " مثلا تو می توانی زمانهایی که با میوه یا خریدی به خانه می آیم خیلی عادی برخورد کنی و یا می توانی ذوق کنی و خستگی را از تن من در کنی".
خوب با اینکه همسرک هم از من تشکر می کند اما این تشکر کردن های زبانی او هیچ وقت به اندازه تشکرهای من نمی‌رسد. با این حال همین که رفتار او بعد از یک روز کاری خسته کننده با تشکر کردنِ من، ملایم‌تر می‌شود؛ بهترین قدردانی متقابل برای من است. 

+ چقدر سوت و کور شده اینجا با یک هفته ننوشتن!!!