خیلی دلم میخواد دوباره مثل قبل، روتین بنویسم. اما حس ناامنی، خشمگین از در دسترس نبودن در روزهای بحرانی و این فکر که شاید تمام آرشیوم از بین برود، میلم به نوشتن را کور کرده.
روزهای جنگ، بیخبر ماندن از آدمهایی که دوستشان داری چقدر دردناک بود؛ اینکه ندانی حالشان خوب است یا نه، امناند یا نه، هنوز آن سوی صفحه هستند یا نه...
از همه تلختر اینکه به جز دو سه نفر از شماها، راهی برای باخبر شدن از بقیه نداشتم.
کاش یک نقطه، فقط یک نقطهی امن و همیشگی در این فضای مجازی داشتیم؛ جایی که هیچ قدرتی، هیچ تصمیمی و هیچ بحرانی نتواند آن را از ما بگیرد. جایی که مطمئن باشیم هر اتفاقی هم بیفتد، راهی برای رسیدن دوباره به آدمهایی که دوستشان داریم، همیشه باقی میماند.