هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

هشت بهشت زندگی

بهشت را که ندیدیم اما هشت بهشتِ خلاصه شده در یک عمارت، چشمانمان را به غایت نوازش داد

۷۷. متاسفانه

عاشقتم که

من میمونم پات

قلب من جاش

میدونم بات امنه

میدونی من

اینجوری بد

نفسام بهت بنده

متاسفانه دم به دیقه

این دیوونه دلتنگه

   

هیچوقت تو زندگیم فکر نمیکردم روزی برسه که  تنها، بی هدف و برای رفع دلتنگی نتونم آزاد و رها تو خیابونا پرسه بزنم

اولین چیزی که اینو از من گرفت ماهک قشنگم بود

بعد کرونا

و حالا چند ساله که ....


امشب همه مهمونی ان. نه که آش دهن سوزی باشه مثلا تولد بچه جاری. حتی علاقه ای به حضور نداشتم چون خیلی وقته دیگه جاری حس خوبی بهم نمیده و تولد ماهک هم هدیه ندادن. یا کشته مرده باشم برم خونه باباجون که مانان اینا جمع هستند. فقط دلم میخواد یک خونه دیگه اینجا بود که میرفتم و فضامو عوض میکردم. حالا یک کسی هم توش بود و میزبان بد نبود

 گاهی فکر میکنم کاش اینجا رو بفروشیم و یه ویلای جمع و جور اطراف کرج بخریم که لاقل یک خونه دیگه باشه که گاهی آب و هوایی عوض کنیم. ولی کو آدم این کار. من که همون یک معامله نابودم کرد از شدت ترس و وحشت کلاهبرداری و از دست دادن همه چیز

امروز اولین روزی بود که من اضطراب نداشتم بعد از شروع داروهای جدید اما بی حوصله ترینم. کاش میتونستم لذت این بی اضطرابی رو ببرم

دلم میخواد یک روز هرچقدر دلم میخواد بخوابم اما به خاطر ماهک و همسر هر روز حتی پنجشنبه جمعه هم باید زود بیدار بشم

نظرات 4 + ارسال نظر
samar جمعه 14 اردیبهشت 1403 ساعت 19:14 https://glassbubbles.blogsky.com/

از اینکه اضطراب نداشتی و مهار شده بی نهایت خوشحال شدم چون سال هاست درگیر این قضیه ام و میدونم حذف شدنش از زندگی چه کمک بزرگی میتونه باشه ولی با خودت مدارا کن و فکر میکنم بی حوصله گی توی این مرحله که هستی طبیعی باشه و کم کم اوضاع داره قابل کنترل کردن میشه.
میدونی هرچی بیشتر می گذره میفهمم تقریبا نزدیک به صفره شرایط ایده ال و ذهنی مون پیش بیاد فقط باید بگردی لابه لای این شلوغی ها و درگیری ها و ارتباطات چیزای کوچیک حال خوب کن برای خودت پیدا کنی

مرسی سمر عزیزم
امیدوارم تو هم خیلی زود این اضطرابهای نابجا در درونت از بین بره وگرنه اضطراب سالم برای هممون لازمه
اوضاع واقعا خیلی بهتره شکر خدا
دقیقا باید خودمون اون حس و حال خوب رو به وجود بیاریم وگرنه خودش نمیاد

گیل‌پیشی جمعه 14 اردیبهشت 1403 ساعت 01:57 http://Www.temmuz.blogsky.com

سلام غزل عزیزم.
حالت خوبه و این بهترین خبره. بیا بغلم

سلام گیلی عزیزم
خدا رو شکر بله

عمه اقدس الملوک پنج‌شنبه 13 اردیبهشت 1403 ساعت 17:10 https://amehkhanoom.blogsky.com

چقدر خوبه که میبینم حالت بهتره عزیزم
من گاهی دلم میخواد یک خونه امن باشه نزدیک دریا و رها بشم که برم بشینم لب آب و کسی هم کاری بمن نداشته باشه تا خودم را از نو ریکاوری کنم

مرسی عزیزم
آره خیلی خوبه
من دوست دارم اون خونه نزدیک یک نهر یا رودخونه باشه چون اون مدل صدای آب رو عاشقم
ولی کنار دریا هم خوبه هم دریا رو داری هم کلی فضای جنگلی و خوشگل

فرزانه پنج‌شنبه 13 اردیبهشت 1403 ساعت 09:25 http://khaterateroozane4579.blogfa.com

اتفاقا منم گاهی به این فکر میکنم که اگه سر کار نمیرفتم میتونستم راحت صبح ها بخوابم بعد با خودم میگم دیگه صبح خوابیدن واسه من یه آرزوی محاله چون یه مادرم ! و حتی اگر شاغل هم نباشم باید هر روز صبح دخترم را راهی مدرسه کنم و این یعنی صبح زود بیدار بشم و براش صبحونه آماده کنم و ....
آدم وقتی مادر میشه ، یه لذت هایی را واسه همیشه از دست میده ، یا لااقل واسه یه مدت زمان طولانی ، مثل همین لذت خواب صبح یا لذت پرسه زدن توی خیابونا و ..

مادر شدن قید و بندهای خاص خودش رو داره و هم جیزت رو باید با بچه ات تنظیم کنی
زنده باشه رزای عزیز. چقدر زود بزرگ شدن بچه هامون
امیدوارم به خیر و سلامتی و حال خوب اینها رو مامانها از دست بدن تا دوباره به دستش بیارن

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد