با همه ذوقی که اطرافیان برای این اتفاق شیرین دارند؛ من هنوز فرصت لذت بردن را پیدا نکرده ام. حال تهوع، معده درد به شدت حالم را دگرگون کرده است. غذا نخورم; ناخوشم. غذا بخورم؛ ناخوشم. حالم از همه غذاهای محبوبم بهم می خورد. از بوی روغن زرد، برنج دودی و زعفران متنفرم. مرغ و گوشت متهوع ترین غذاها شده اند. فقط خدا یاری کرده که این مدت با این حال نزار از گرسنگی نمردیم و توانستم آشپزی کنم. غذایم یک سوم شده و توانم به حداقل میل کرده. دیشب که از سردرد به ستوه آمده بودم و دلتنگی برای مادرک بی تابم کرده بود، ته گرفتن غذا بهانه ای شد که اشک شوم بدون آنکه بخواهم. راستش ناخوشی نه اجازه خوردن می دهد، نه مجال انجام کارها را می دهد؛ نه اجازه لذت بردن؛ نه اجازه ارتباط با این کوچک چند سانتی که چون ماهی کوچکی در آب می رقصد.
با همه این سختیها خدا را سپاس گزارم و دعاگوی همه آنهایی هستم که این روزها آرزویشان است. الهی خدا دامن همه آرزومندهایش را سبز کند
+ نمی دانم چارشنبه سوری است یا مسابقه انفجار بمب؟ خدا کند بشود بخوابیم
+ پیشاپیش سال نو همگی مبارک
+ عزای خوردن شام دارم. دمیترون هم جوابگو نیست
سلام دوست جان -_^
پیشاپیش 96مبارک، سال خوبی رو برات آرزو میکنم :)
مامان هم بگه قبوله ؛)
ممنون لبخند عزیزم
به شما هم مبارک
ان شالله که میگه
سلام خانوم گل روز زن رو بهت تبریک میگم ؛)
انشاءالله سال دیگه یه کوچولو بهت میگه مامان روزت مبارک ؛)
سلام لبخند جانم
منم تبریک میگم تولد حضرت زهرا رو
عزیزمی تو.. مرسی از دعا قشنگت... یعنی خیلی زود باید حرف بزنه نه؟!
بهتری غزل جان؟
خدا رو شکر شارمین جان... بهترم
ممنونم از احوالپرسیت
چه دعایی کنمت بهتر از این:
که کنار پسر فاطمه هنگام اذان، سحر جمعه ای از سال جدید در شبستان بقیع، قامتت قد بکشد وقت نماز، به نمازی که نثار حرم و گنبد برپاشده ی حضرت زهرا بکنی
فدای تو لبخند جان
چقدر این دعا و پیام حالمو خوش کرد
حالت همیشه خوش
بادا بادا مبارک بادا....انشالله مباررررک بادا...
غزلک جان از صمیم قلبم بهت تبریک میگم وامیدوارم این دوران رو به خوبی وسلامتی ودل خوش وباخاطرات شیرین سپری کنی وبعد نی نی دوست داشتنی رد به بغل بگیری و مرا هم دعاکنی که خیلی به دعات نیاز دارم ...به دست خدا می سپارمت
لی لای عزیز من جواب داده بودم اما احتمالا بلاگ اسکای ارور داده و ثبت نکرده

سپاس بیکران لی لای عزیز از دعاهای قشنگت
من دعاگوی همتون هستم اگر خدا قبول کنه و قابل باشم
الهی به همه آرزوهای قشنگت برسی عزیزجانم
آخی... حس بارداری حس خیلی خوبی باید باشه ؛)
مبارکه مامان خانوم
مرسی هوپ عزیز
و تو بتونی ناز کنی
حس جالبیه خصوصا اگر بقیه همراهیت کنند و نازتو بکشن
البته هنوز من حس خاصی ندارم یا شاید فکر میکنم که حسش یه جوریه که الان نیست نمیدونم
ممنونم هوپ عزیز
الهی سلامت باشید :)
خدا حفظتون کنه خانوم ؛)
انشاءالله خوب میشی =)
قربون محبتت لبخند جانم

اینقدر می چسبه خوندن پیامهات
الهی همیشه خوشبخت باشی و سلامت عزیزم
مبارکت باشه عزیز دلم... به سلامتی و خوشی
ممنونم رخساره جانم
الهی در کنار یک مرد لایق تجربه کنی این لحظه های سخت و شیرینو
آخی عزیزززم کاش نزدیک بودم برات آش رشته میپختم ....
دختر جان زعفرون و اینا نخوری ها ....
خیلی مواظب خودت باش ...
برای تهوعت اگه میتونی ژنجبیل تازه دم کن بخور . البته کم که خدایی نکرده ضرر نداشته باشه . صبح ها هم که بیدار میشی قبل اینکه از جات بیایی بیرون یه دونه بیسکوییت ترد یا یه تیکه نون خشک بزار دهنت تهوعتو ببره.
اینا توصیه های استاد تنظیم خانواده بود برای تهوع بارداری
تو عزیز منی مینا جانم
چقدر تو مهربونی!
زعفرون اصلا بدم میاد
ممنونم از توصیه های کاربردیت که واقعا موثرند
امتحانشون کردم
فقط حسرت نون خشکای شهرمون فعلا به دلم مونده تا برم خونه مامان اینا
به شرطی که هوسم فرو نشینه تا اون موقع
عزیزم الانچند وقتته که تکون میخوره؟
عزیزمی ستاره جون هنوز خیلی مونده تا تکونهاشو حس کنم
ولی طبق مطالب پزشکی الانم تکون میخوره ولی من متوجه نمیشم
تقریبا دو ماهه
سلام.
آخی! عزیزم! چه شرایطیه! ان شالله زود روزهای اینجوریت بگذره.
حداقل کاش یه چیزی هم هوس میکردی!
ممنونم شارمین جانم

برای زود گذشتنش دعا نمیکنم برای خوب شدنم و لذت بردنش دعا میکنم
هوس به ندرت پیش میاد
البته یه روزی دلم آش رشته خواست اونم کسی نیست برام بپزه تا برم خونه مادرکم
اصلا ها به نفعمه هوس نکنم
مگر هوس خریدنی باشه که همسر از پسش بر بیاد
مبارکه غزل جان، چه حال عجیبی، انشاله که به خوبی بگذره این روزها.
سپاس فراوان ماه عزیزم
الهی آمین