این بار نه درد داشتم نه کج خلق شده بودم اما دو روزه به طرز بدی حس های بد دارم. از طرفی قاضی درونم دوباره فعال شده و به نوع عملکردم توی انجام کارهام داره به شدیدترین شکل ممکن گیر میده
اما در این لحظه از اون سخت اینه که
چی بپزم؟ :)))
الان هم یک چسب میزنم به دهن قاضی درون و یا علی گویان سعی میکنم بُعد عملگرای خودمو بکشم بالا و پای اهمال کار رو غل و زنجیر کنم. حس های بد هم چون خیلی نمی تونم کاری برای نبودنشون انجام بدم؛ پس مدیتیشن می کنم و بعد دایورت شون میکنم
+چقدر شبیه استوریای اینستا شد :))) ولی من وبلاگ رو بیشتر از اینستا دوست دارم
+ این ماه تو کتاب "میخائیل و مارگاریتا" گیر کردم. دوستش نداشتم لاقل تا اینجا که گوش دادم اما انگار مجبورم تمامش کنم. :(
چی بپزم مشکل همه ما خانم هاست
خودت بهتری غزل جان؟ ماهک جان خوبه؟
خودم خوبم عزیزم. ماهک هم خوبه بچه ام گرسنه خوابش برد و ناراحتم خیلی