وقتهایی که خانه خیلی کار دارد، من با خانه نهایت همکاری را میکنم اما الان که من فرصت سر خاراندن ندارم، خانه اصلا با من همکاری نمیکند. تازه این روزها، آلودگی هوا هم همدستش شده و دوتایی همه چیز را کثیف کردهاند و کف خانه که راه میروم پاهایم سیاه میشود.
یکی از فانتزیهایم اینست که برای وقتهای ضروری و پر مشغلهگی مثل چهار دست سبز و خوشگل کارتون هاج، دوتا دست اضافه داشته باشم؛ یاحتی دستهای پرتوان کاراگاه گجت که حالتهای مختلفی داشت :)
الان کارت زیاده و دسته اضافی میخای. بعدا که سرت خلوت شد باید کلی کار با این دستا انجام بدی
این روزها هم تمام میشه
عزیزم امیدوارم زودتر وارت انجام بشه و استراحت کنی. راستی هدیه خریدی برای خودت بیا بگو چی بوده کنجکاوم خب.
ممنونم ستاره جانم

یهو انگار خسته شدم. دلم نمیخواد ادامه بدم
هنوز نمیدونم چی بخرم که آخر هدیه باشه به خودم
تازه معلوم نیس پولش کی به دستم برسه
خسته نباشی
نمی دونم همشهری من اگه باشی بیام کمک
من تبریزم خخخخ
خوش به حالت کار ترجمه هم می کنی ، من چند ساله می خوام برم کلاس زبان هنوز موفق نشدم
مچکرم رویا جان
لطف داری. نه بابا خیلی دوریم از هم
ازدواج که کردی و سرت فراغت شد و تازه دورم شدی از بقیه فرصت خیلی کارها رو پیدا میکنی
فقط باید به دلتنگی رو ندی و بچسبی به کارایی که دوست دار
من با کارآگاه گجت خیلی موافقم.
آره دستهای کارگاخ گجت استفاده های فراوانی داره
آخ آخ آخ اصلا این چهار تا دست هم کم میاد باید تکثیر بشی یعنی مثلا بشی ده تا غزل هر کدوم یه طرف کار رو بگیره
من سعی کردم زیاد هم پرو نباشم؛ لبکه یه روزی بشه