با دستهای خودش برایم از وسط جنگل توت نوبر چیده؛ بدون اینکه خودش خورده باشد. میشویم و با هیجان و لذت میخوریم. بین حرفهایم میگویم میشود هر روز برایم توت بیاوری؟ صبح زود وقت رفتنش سرو صدایی میشنیدم. صدای آب، صدای ظرف.
ظرف را برده که امروز هم برایم توت بیاورد
نوش جان .اخ که چقدر این کارهای به ظاهر ساده به دل آدم می چسبد .
ولی من و تو میدونیم که این کارها ظاهرش هم برامون ساده نیست وقتی عمری برای تک تک این لحظه ها آرزو به دل مونده بودیم


امیدوارم بهترین لحظه ها رو کنار سین سپری کنی بهارم
جات خالی خیلی هم خوشمزه بود
دلت نخواد نی نی عزیزم
چه عاشقونه
جات خالی قیزی جان خیلی چسبید