X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

+ از آنجایی که طی چهار سال و نیم به دلیل کمبود منابع سمعی بصری ترکی آذربایجانی موفق به آموختن زبان مادری همسر نشدیم؛  به ترکی استامبولی روی آوردیم. باشد که فرجی حاصل شود در آموختن آن نامبرده دور از دسترس. در این راستا عاشق کلمه سوکوشوم ( ) و جمله "هر شی بید ده" گشته ایم و راه میرویم و تکرار می کنیم

  

+ خانم همسایه برای کاری آمده است درِ خانه. سراغ ماه ام را می گیرد و من ماه اک را می برم که ببیند. بعد از قربان صدقه رفتن می گوید آقای همسرک با این دختر چه می کند؟ می خوردش؟ 


+ گاهی احساس می کنم بی احساس ترین آدم دنیام. 


+ کاش بعضی خاطره ها و بعضی از برهه های زندگی برای همیشه از ذهنمان پاک میشد و هرگز به یادشان نمی آوردیم. کاش از صفحه روزگار پاک میشدند و حس یدشان تا ابد نابود می شد


+ مهمان راه دور در راه است و من از دیروز مشغول نذر و نیاز هستم که هم من قدرت کنترل خودم را در زمان نقض قوانین نانوشته ام داشته باشم؛ هم آنها از راه که می رسند اول دستشان و حتی صورتشان را بشویند و ماه اک را بغل کنند و هم بعد از دستشویی دستهایشان را ان شالله بشویند و هم داخل سینک وضو نگیرند.

تا حالا یک دور صلوات فرستاده ام و به تعداد متنابهی معوذتین و کوثر خوانده ام.


+ پریشب رفتیم مغازه دوست داشتنی که نزدیک خانه است تا بانکه و نمک پاش بخرم. نمی دانم ماه اک دلش را برده بود یا چون تازگیها زیاد از مغازه اش خرید کرده ایم؛ یک جفت قاشق چنگال استیل کیتی به ماه ام اشانتیون داد


+ یکی از دخترهای فامیل گفت برای تبریک به پسر عمه ای که در پست قبل گفتم زنگ زده و پسر عمه او را نشناخته. بعد از قطع تماس پرت شدم به روزهای کودکی. همان وقتها که پسر عمه گفته بود از اخلاق دختر فامیل خوشش نمی آید و چقدر حس خوبم چند برابر شد از اینکه همبازی کودکی ام هنوز هم برایم ارزش قایل است و بعد از سالها فاصله هنوز هم شماره ام را دارد



ماه اک نوشت:

چقدر ترس داشتم از آمدن ماه اک و اینکه چه می شود. ماه اک آمد و زندگی مان را غرق نور کرد

گل دخترم مژه های خیلی کوتاهش بلند شده و فر خورده و من هر بار نگاهش می کنم ته دلم ضعف می رود. 

دلم میخواهد تمام لحظه هایمان جایی با همین کیفیت زنده ثبت میشد و بعدها همینقدر واقعی لمسش می کردم



غ ز ل واره:

+ پست نیمه کاره زیاد نوشته ام اما مجال تکمیل هیچکدام دست ندادکه منتشر شود. حتی مجال جواب دادن نظرات هم


+ حالا که فرصت شرح ما وقع نیست؛ می نیمال هر کدام را توصیف کردم. شاید روزی بعضی هایشان را به تفصیل منتشر کنم


+ خدایا به حق این نعمت مقدس شیر دادن در این لحظه؛ در فرج امام مان تعجیل کن؛ دامن تمام زن های زمین که در آرزوی مادر شدن هستند را سبز کن. بخت سپید روزی دخترها و پسرها کن. و مشکلات همه را حل کن.


+ برای حل مشکلات خانواده ام یک صلوات مهمانم کنید اگر می شود.





تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1396 | 15:37 | نویسنده : غ ـ ـز ل | نظرات (7)

  • paper | کیــــوسک | پــــرشیــــن ســـی