X
تبلیغات
رایتل

+ فرمان را تا آخر به سمت چپ چرخاندم اما معادلاتم اشتباه از آب درآمد. فرمان را زیاد چرخانده بودم و در ماشین به اندازه یک بند انگشت به دیوار مالیده شد. ( این هم از مدت زیاد رانندگى نکردن) برادرجانِ همسرک تا قبل از آمدن همسرک ماشین را مرتب کرد و مادر همسرک اصرار داشت حرفى نزنم اما من چیزی را از همسرک پنهان نمى کنم. باید مى دانست و چه زمانى بهتر از امروز! گفتنش برایم خیلى سخت بود چون رانندگى ام به کل زیر سوال مى رفت و  توبیخ مى شدم و این براى منِ کمال طلب یعنى زیر سوال رفتن تمامِ من.  از نگفتنش حالم بد بود و حالا از گفتنش هم.


+ بعد از نزدیک پنج سال که عروس ترک ها شده ام؛ هنوز زبانشان را بلد نیستم . همه شان فکر مى کنند بلد شده ام اما چون معمولا فاصله آمدن و رفتن هایمان زیاد است و روزهاى ماندن کم؛ تا بیایم عادت کنم به شنیدن و یادگرفتن؛ وقت رفتن رسیده است. همسرک هم اصلا عادت ندارد در خانه ترکى صحبت کند. شبکه هاى استانى حذف شد و آنتن هم بعد از وزیدن بادهاى تندِ اردیبهشت قطع شد و من هم که اهل تلوزیون نیستم از همسر نخواستم درستش کند در نتیجه نه شبکه استانىِ ترک داریم نه شبکه هاى آذربایجان را که لاقل گوشم به شنیدن عادت کند؛ شاید کمکى باشد براى یاد گرفتن. تمام حرفها را زدم که بگویم بعد از دو هفته امروز حالم بد است دیگر... از بودن و نفهمیدن! از اینکه براى هر بحثى باید بپرسم چى شد؟ چى گفتی؟ چى گفتند؟


و خوب هر دوى اینها را که کنار هم بگذارى حالم را حسابى بهم ریخته و نمى توانم از این دورهمى که احتمالا تا عید تکرار نشود لذت ببرم. هم از نفهمیدن حرفها در خودم مچاله شده ام؛ هم احساس مى کنم همسرک خیلى از من دلخور است با اینکه حرف مى زند و آرام است.


غ ز ال واره:

+ کسى تجربه من را در مورد آموختن زبان همسرش دارد؟ مى شود کمکم کنید؟


+ دچار اضطرابهاى بى دلیل شده ام. به گمانم عوارض زایمان دارد خودش را نشان مى دهد.


شنبه نوشت:

چقدر خوشحالم که داریم مى رویم خانه مان. با همه مهر اطرافیان بعضى چیزها دیگر دارد آزارم مى دهد. درباره اش مى نویسم. الان منتظر راهکارهایتان هستم براى مشکل زبانم.



تاریخ : جمعه 26 آبان 1396 | 11:04 | نویسنده : غ ـ ـز ل | نظرات (12)

  • paper | کیــــوسک | پــــرشیــــن ســـی