X
تبلیغات
رایتل

هنوز  فراموش نکرده بودم سختیهایى که در اثر تصمیم اشتباهش تو زندگیمون کشیدیم. هنوز دلم پُر بود از دعوایى که تو مهمونى پر زحمت مامان اینا راه افتاد. هنوز خیلى چیزها بود که ازش ناراحت بودم آنقدر که گاهى خودم قاضی می شدم و حکم صادر مى کردم. اما حقیقت این بود که اون حیوونکى نزدیک پنج سال بود که زمین گیر شده بود و قطعا تمام گناهانش در اثر عدم توانایى تکلم و بى حرکت بودن تنش اش و عفونتها و زخم بستر پاک شده بود. اما همچنان دلخوریها ته دلم رخ مى نمود

تا امشب که سر ماه اک را روى شانه ام گذاشته بودم تا باد گلویش را بگیرم و طبق معمول ناموفق بودم! مادرک گفت امروز وقتى تن بى جانش را روى زمین قبرستان گذاشتند؛ فلانى گفت ایشان چند دقیقه بیشتر مهمان ما نیست؛ لطفا اگر دلخورى ازش دارید حلالش کنید. چشمانم حلقه اشک شد و دلم شکست که من چقدر بى رحمم که بعد از آن همه درد و رنجى که کشید؛ هنوز حقم را حلالش نکردم. یکباره بخشیدم و حلال کردم  و با هر نفسِ ماه اک قطره اشکى صیقل دهنده دلم شد. ماه اک را محکم در آغوش فشردم و موهایش را غرق بوسه کردم  و خطاهایم را مرور کردم و رحمانیت اویى که با این همه خطا در دلم معجزه کرد و ماه اک را در آغوشم نهاد را مرور کردم. آنگاه دوباره و دوباره بخشیدم و حلال کردم همه آنچه که پیش از این نبخشیده بودم را


غ ز ل واره:

+ دارم سعى میکنم صبورتر شوم و بزرگتر. تا ببخشم و چشم بپوشم. البته سعى مى کنم. هنوز امتحان پس نداده ام.



تاریخ : شنبه 29 مهر 1396 | 21:34 | نویسنده : غ ـ ـز ل | نظرات (6)

  • paper | کیــــوسک | پــــرشیــــن ســـی