X
تبلیغات
رایتل

روزی چندبار اینجا و وبلاگهای شما را چک می‎کنم اما با موبایل نه حوصله پست گذاشتن دارم نه تایید نظرات و نه حتی نظر گذاشتن. دوست دارم از تغییرات این روزهایم بنویسم اما انگار فقط در زمانهای تنهایی نوشتنم می آید. خانه پدر همسرک که بودم از شدت دلتنگی، سردی هوا و تهوع، به هر چیزی حساس شده بودم. از همه چیز دلخور بودم در حالیکه چیزی برای دلخوری وجود نداشت. حتی چندتا پست خاله زنک هم نوشتم اما دلم نیامد منتشرشان کنم و حس های مثبت پستهای قبل را از بین ببرم. در همین حال و هوای حساس یک تفریح نصفه روزه حالم را از این رو به آن رو کرد و مرتب با خودم می‎گفتم چه افکاری به مغزم هجوم آورده بود. مادرک هم که گلایه هایم را شنیده بود؛ فقط می‌گفت اینها وسوسه شیطان است. سعی کن از کنارشان بودن لذت ببری. خدا می داند چه زمانی دوباره مجال رفتن پیدا کنی. همین حرفهای مادرک هم کمکی بود برای آرام تر بودنم.

حالا سه روز است در هوای مادرکم نفس می کشم و از سیستم بدنی ام می فهمم چه آرامشی بر جانم مستولی شده با دیدنش. احوالات جسمی ام هنوز ناخوب است. معده ام ناراحت است و به جز دیروز همه روزها تهوع بدی داشتم. شبها هم که وضعیت افتضاح بود. امروز هم خوردن آلبالو خشک و تمبر هندی حالم را دگرگون کرده. عاشق خیار و کیوی ام اما با خوردنشان چنان سردی میکنم که به غلط کردم می افتم. همه مثل بچه ها خیار و کیوی را از جلوی چشمم دور می کنند. بالاخره بعد از دو ماه بدحالی که حس می کردم تنها غذایی که می توانم بخورم کبابهای پدرک است؛ حقیقتا خوردنشان دلچسب ترینهای این دوران شد. 

توجه های مضاعف اطرافیان، ذوق کردنهایشان، نقشه کشیدنهایشان در این دوران خیلی دلچسب است. هنوز پذیرفتن این که قرار است شکمم به بزرگترین حد خودش برسد؛ برایم بزرگترین چالش دنیا شده و وحشت میکنم از اتفاق افتادنش. راستش با اینکه هنوز خیلی کوچک است اما حس میکنم هرجا میروم همه نگاهشان به شکمم است؛ تا برآورد کنند چه تغییراتی در من رخ داده و این خیلی حس ناخوشایندی است. 

با دومین سونوگرافی هر روز کمی، فقط کمی بیشتر از یک کلمه با کوچکم حرف می زنم. هنوز نمی دانم باید از چه چیزی برایش بگویم ولی بیشتر قربان صدقه اش میروم.  پر از حرفم اما حالم خیلی خراب است.

امیدوارم باقیمانده تعطیلات برایتان شیرین ترین روزها شود.



تاریخ : پنج‌شنبه 10 فروردین 1396 | 13:09 | نویسنده : غ ـ ـز ل | نظرات (4)

  • paper | کیــــوسک | پــــرشیــــن ســـی